قرآن كريم در مورد سياه چاله ها مشخصاتي را بيان مي كند.

اين مشخصات عبارتند از : 
1) آن ها ستارگاني در حال حرکت هستند. (همان گونه كه علم مي گويد)

2) آن ها پنهان هستند. (همان گونه كه علم مي گويد نور نيز نمي تواند از آن ها عبور كند)
3) آن ها ستارگاني جارو کننده هستند. (همه چيز را مي بلعند)

ابتدا آياتي از قرآن كريم را بررسي مي كنيم و بعد از ديد علمي به اثبات آن مي پردازيم

 

 فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ

در آن هنگام که ستاره محو و تاریک شود

 فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ*الْجَوَارِ الْکُنَّس* وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ * وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ * إِنَّهُ لَقَوْلُ

 رَسُولٍ کَرِیمٍ

به راستي سوگند به اختران باز آينده نمي خورم (15)آن روندگان نهان شونده (16)و قسم به شب چون تاريك شود، (17) و به صبح چون بدمد(18) كه اين (قرآن) كلام فرستاده اي است بزرگوار(جبرئيل)(19)

به خوبي امروزه مشخص شده است که ستارگان در طول عمر خود دچار تحول مي شوند تا آنکه بميرند. يکي از انواع مرگ ستارگان، تبديل شدن به سياه چاله است.

خداوند در قرآن مي فرمايند( قصص 88 ):

  وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ

 با خداوند، معبود ديگري را نخوانيد.خدايي نيست جز او، هرچيزي نابود مي شود مگر ذات او.فرمان مخصوص اوست، به سوي او بازگردانده مي شويد. قصص88  

كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ 
هر چه بر [زمين] است فانى‏شونده است و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند

در طول دوره زندگي ستارگان، موجوديت خود را تغيير مي دهند. اين تغيير ميليون ها سال طول مي کشد. يکي از آن ها تبديل شدن به سياه چاله است که چهره اي ترسناک دارد. تاریخ شیمیایی جهان نشان می‌دهد که نخستین ستارگانی که تشکیل شده‌اند بسیار بزرگ بوده‌اند و انتظار می‌رود به سیاهچاله‌ها تبدیل شوند. با قطعیت نمی‌توان گفت که همه ستارگان ناگزیر به سیاهچاله‌ها مبدل می‌شوند. دانشمندان نشان داده‌اند که ستارگان نامتقارن ستارگانی که تقارن کروی تقریباً کامل ندارند به این سرنوشت دچار می‌شوند. اما به عقیده وای. ب. زلدوویچ فیزیکدانان شوروی و گروه انگلیسی استیون هاوکینگ، راجر بن روز و روبرت چراک، عدم تقارن شکلی کوچک، یک ستاره بزرگ را نجات نخواهند داد.

 

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ﴿۱ ) 

 سوگند به ستاره وقتی که از بالا به گودال فرو می افتد (یا فرو می ریزد سوره ی نجم آیه ی ۱)



 اين تصوير که به کمک اشعه ايکس گرفته شده است نشان دهنده سياهچاله اي است که در حال بلعيدن ستاره اي مي باشد. 
سياهچاله بسيار سنگين سياهچاله اي است که جرم آن بين 105 تا  1010 برابر جرم خورشيد است. امروزه اين عقيده وجود دارد که اگر همه کهکشان ها سياهچاله اي از اين نوع نداشته باشند، تعداد زيادي از آن ها که کهکشان راه شيري نيز جزئي از آن است، در مرکز خود چنين سياه چاله اي را دارند. اين سياه چاله ها داراي خصوصيات عجيبي هستند که آن ها را از همنوعان خود متمايز مي کند

 


انواع سياه چاله ها کدامند؟ 
دانشمندان سه نوع سياه چاله را کشف کرده اند:کوچک، متوسط و بزرگ. 
1) نوع کوچک يا کم جرم يا نوع اختري يا کهکشاني 
اين نوع از سياه چاله ها از ستارگاني تشکيل مي شوندکه جرمشان 100 برابر جرم خورشيد ما است. 
وقتي که انرژي چنين ستاره اي تمام مي شود، پوسته خارجي خود را پرتاب مي کند و هسته خود را که هنوز  15 برابر خوررشيد ما است را نگه مي دارد. 
دانشمندان عقيده دارند که کهکشان راه شيري ما داراي ده ها هزار از اين سياه چاله ها است بنابراين به آن سياه چاله کهکشاني مي گويند. 
2) سياه چاله هاي متوسط 
3) سياه چاله هاي بسيار سنگين 
در مرکز کهکشان ها قرار دارند. بعضي از دانشمندان عقيده دارند که بيشتر کهکشان ها که کهکشان ما هم جزوي از آن است، داراي سياه چاله اي در مرکز خود است. 
در ستارگان سنگين دو فرايند مهم پيوسته رخ مي دهد. يکي جوش هسته اي است( که هيدروژن را از مرکز ستاره به بيرون مي فرستد و ديگري جاذبه (که تمامي هيدروژن را به طرفي که آمده بود مي کشد). اين دو روند يکديگر را خنثي مي کنند تا اينکه هيدروژن ستاره سوخته شود و در اين موقع جاذبه غلبه مي کند. 
وقتي که جاذبه غلبه کرد، ستاره ناپايدار مي شود و منفجر مي گردد. وقتي که شروع به منفجر شدن کرد، ‌ديگر متوقف نمي شود و ستاره ( و در نهايت اتم هايش) به داخل خود فرو مي ريزند و منجر به تشکيل سياه چاله مي شود.( 186   
Hewitt)

فَلا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ

سوگندها به مواقع نزول ستارگان  (75)

و اين قسمي  است بسيار بزرگ اگر بدانيد! (76)

در مورد مواقع النجوم که در سوره واقعه آمده است:

مواقع به معنای محل افتادن است و نجوم به معناي ستاره است . احتمالی که در مورد معنای این کلمه داده شده همان سیاه چاله های فضائی است که بعد از مرگ ستاره های بزرگ به وجود می آيد این ستاره ها بعد از مرگ دارای قدرت کشش بالائی هستند و ستاره های اطرا ف به خاطر این کشش به داخل این سیاه چاله مي افتند .

قران به این حادثه فضائی با کلمه مواقع النجوم اشاره می کند .

وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ (1)

سوگند به آسمان و کوبنده ی شب

وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ (2)

و تو نمی دانی که کوبنده ی شب چیست

النجم الثاقب (3)

همان ستاره ی درخشان و شکافنده ی تاریکی ها

 در آيات اول سوره ي الطارق كلمه ي طارق از ريشه ي طرق به معني محكم زدن تا آواز توليد كند ، مي باشد. اگر در اين آيه احتمالا به معني نبضان (كه همان زدن همراه آواز است)باشد دلالت به يك امر مهم علمي مي نمايد . در آيه ي بعدي مي گويد كه طارق ستاره اي است كه در شب و يا تاريكي نفوذ مي كند. كه در اينجا  قسم يادن كردن به آن ، اهميت موضوع را بيان مي كند.

تحقيقاتي كه حوسلين بل بورنل در سال ۱۹۶۷در يوهنتون كامبريج به عمل آورد يك سيگنال منظم راديوي را تعيين نمود.قبل از آن معلوم نبود كه اجسام سماوي داراي نبضان مثل قلب هم وجود دارند.در سال ۱۹۶ دانشمندان توضيح دادند كه وقتي يك ماده در هسته ي خود بسيار متكاثف شود به دور خود به چرخش در مي آيد.سپس ميدان مغناطيسي آن هم به چرخش درآمده و فوق العاده قوي مي شود.مثلا هزار ميليارد مرتبه قوي تر از ميدان مغناطيسي زمين.آن ها اجسامي راكشف كردند كه با سرعت بسيار زياد به دور خود مي چرخند و امواج قوي راديويي را به شكل يك مخروط از خود پخش مي كنند.

بعد ها كشف شد كه منبع اين سيگنال ها ستاره هاي نوتروني مي باشند.از اين ستاره هاي نوتروني كه جديدا كشف شده به ستاره هاي نبضاني Pulsar  نيز ياد مي شود .

ستاره هاي نوترونی اکثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی (پالس ها) رصد می شوند. امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد که کسی به جایی می کوبد! (ستاره ی کوبنده).

باور ندارید؟ گوش کنید!

 بلي كلمه ي نبضاني از نبض به معني حركت كردن يا زدن يا تپش منظم است كه حالت انبساط و انقباظ منظم در هر تپش را مي رساند .واين موضوع در مورد ستاره ها بسيار قبل تر از اينكه ستاره هاي نبضاني كشف شوند در قرآن ذكر شده بود.

حال به برسي معناي ثاقب مي پردازيم:

در عربی “ثقب” به معنای چاله و “ثاقب” به معنای چیزی است که چاله را ایجاد می کند.و اين نشان مي دهد كه ستاره هاي نوتروني در تاريكي چاله اي را ايجاد مي كنند( واين همان نسبیت عام است كه پیش بینی می کند که سیاه چاله ها از ستاره های نوترونی بوجود می آیند…) 

قرآن در آسمان ستاره ای کوبنده را معرفی می کند که ثاقب است. (چاله ایجاد می کند).

کلام واضح قرآن در این مورد جایی برای شک نمی گذارد.

سياه چاله چيست؟

سیاهچاله، این اجرام نادر و عجیب، را می‌توان نتیجه تفکرات جوان باهوش آلمانی که در سال ۱۹۱۶ در دفتر ثبت اختراعات سوئیس مشغول به کار بود دانستآلبرت اینشتین در سال ۱۹۱۹ تئوری نسبیت عام خود را که انقلابی عظیم در فیزیک نوین بود را ارائه کردآلبرت اینشتین پی برده بود که جهان اساساً در مکانهای متفاوت نسبت به قوانین نیوتن قابل توضیح نیست. او گفت که سه بعد از فضا نمی‌توانند به صورت مجزا از بعد چهارم یعنی زمان باشند. او گفت که اینها باهم پیوسته هستند و آنها رافضا - زمان نامیداین ساختار همانند یک ساختار نامرئی است که در واقع وجود دارد. او گفت که فضا نمی‌تواند مطلق باشد، بلکه پیوسته‌است. این بافت فضا زمانی می‌تواند خمیده شود و یا اینکه پیچ و تاب پیدا کند.

این بافت که می‌تواند جالب باشد فقط در صورتی می‌تواند مسطح و صاف باشد که هیچ چیز در روی آن وجود نداشته باشد. اگر جسمی جرم دار در روی آن وجود داشته باشد گرانش نیز وجود دارد و هر جا که گرانش وجود داشته باشد این بافت فضا - زمان خمیده می‌شود. و همین خمیدگی بافت فضا- زمان برای اجرام حکم می‌کند که چگونه حرکت کنند.یا در واقع می‌گوید که گرداگرد این فضا - زمان خمیده به سیر و سفر بپردازند. گرانش در تئوری نسبیت عام اثر هندسی جرم بر فضای اطراف خود است. اگر بخواهیم کمی ساده‌تر توضیح دهیم همین خمیدگی عامل ایجاد گرانش است.

اینشتین برای تصور این واقعیت فرض کرد که کاغذی دارد و آن کاغذ را ساختار فضا - زمان فرض کرد. او جسمی سنگین را در روی آن کاغذ قرار داد (آن جسم را خورشید در نظر گرفت) و دید که در ساختار کاغذ خمیدگی و فرورفتگی ایجاد شده‌است. او گفت که این فضا زمان خمیده گرانشی تولید می‌کند که هر چه این خمیدگی بیشتر باشد گرانش نیز قوی‌تر خواهد بود. سرانجام در جهان اجرامی وجود دارند که این خمیدگی را به نهایت خود می‌رسانند و تمام مسیرها را بسوی خود خم می‌کنند و این اجرام دقیقاً سیاهچاله‌های کیهانی هستند.

در سیاهچاله ناحیه‌ای به نام افق رویداد وجود دارد که هیچ چیزی بعد از عبور از آن نمی‌تواند به بیرون برگردد و یا به عبارت دیگر بلعیده می‌شود. این یکی از اسرار سیاهچاله‌هاست که دانشمندان روی چگونگی آن به پژوهش می‌پردازند .صفت «سیاه» در نام سیاه‌چاله به این خاطر است که همه نوری که به داخل آن راه می‌یابد را به دام می‌اندازد دقیقا مانند مفهوم جسم سیاه در ترمودینامیکیک سیاهچاله برخلاف درون نامرئی‌اش می‌تواند حضور خود را از راه کنش و واکنش با محیط پیرامون نشان دهد. ما از طریق دیدن حلقهٔ تجمعی و یا یک گروه از ستاره‌ها که به دور یک ناحیه تاریک و خالی در حال گردش‌اند می‌توانیم به حضورشان پی‌ببریم.

جرم سياه چاله ها:

سیاه چاله‌ها اجرام فضایی دارای شعاع بسیار کم (در حدود یک دهم شعاع زمین) و جرم بسیار زیاد می‌‌باشند ( بیش از ۱.۴ برابر جرم خورشید. گفتنی است این سیاهچاله‌ها از فرو پاشی ستارهای نوترونی به وجود می آیند و پس از آنکه هسته اتم ها در آن به قدری بزرگ شدند که نیروی گرانش دیگر نتواند انرژی لازم برای جوش هسته‌ای را در آنها تأمین کند تشکیل می شوند. سیاهچاله‌ها را که بسیار کوچکند، آخرین مرحله تاریخ رندگی ستارگان بسیار بزرگ می‌‌دانند.

سیاه چاله نتیجه پدیده ایست که به ان تلاشی گرانشی می گویند. اتم های ستارها به یکدیگر فشرده و فشرده تر می شوند و لذا ستاره دائما سنگین و سنگین تر می شود. از عوامل بروز چنین پدیدهای انفجار خیلی سریع و شدید ستارهای غول پیکر است.لایه های بیرونی ستاره ناگهان در فضا پراکنده می شود. اگر در این زمان مواد کافی در هسته ستاره مو جود باشد ستاره به طرف داخل شروع به متلاشی شدن می کند و در نتیجه کره های بسیار گران تشکیل می شود. در چنین صورتی به آن ستاره نوترونی می گویند.حجمی به اندازه یک قوطی کبریت از چنین کره ای 10 میلیارد تن وزن خواهد داشت. سیاه چاله جرم بسیار کوچک و عجیبی ست که به صورت باور نکردنی سنگین و گران است. ستاره شناسان می گویند هر چیزی که در محدوده ان قرار می گیرد متلاشی می شود یا کاملا به درون سیاه چاله مکیده می شود و از نظر جهان ما غیر قابل رویت می شود. وقتی که ستاره به از هم پاشیدن ادامه داد و از مرحله ستاره نوترونی هم گذشت و بطور کامل از هم پاشید، وزن شما از ۱۵۰۰۰ میلیون تن بیشتر و بیشتر خواهد شد. 
جرم برخي از  این سیاهچال ها از یک میلیون تا سه میلیارد برابر خورشید بوده و در ابتدای تولد کیهان پیدایش یافته اند. زمانی که هر نوع ماده، ستاره و یا سیاره ای در نزدیکی آن گرفتار جاذبه اش شود، با سرعت سرسام آور و به صورت مارپیچ به سمت مرکز آن کشیده شده و در اثر جاذبه شدید بتدریج به یک صفحه تبدیل می شود. در یکی از تحقیقات اخترشناسان سرعت ورود چندین سیاره به درون مرکز

کهکشان راه شیری محاسبه و معادل۴ میلیون کیلومتر در ساعت بوده است. حتی سیارات غول پیکر قبل

از رسیدن به هسته اصلی در اثر نیروی جاذبه بسیار قوی آن تکه تکه می شوند. با افزایش سرعت و برخورد قطعات به یکدیگر و تولید اصطکاک شدید، دما به ده ها میلیون درجه سانتی گراد رسیده و در این حرارت اشعه های ایکس و گاما تولید می شوند.

 زمان در سياه چاله ها 
فرض کنید بر روی یک تشک گلوله سنگینی می اندازیم در این حالت خواهیم دید که گلوله حالت انحنایی روی تشک ایجاد کرده است حال اگر توپ کوچکی را هم روی تشک رها کنیم این توپ از انحنای ایجاد شده عبور کرده و پیش گلوله خواهد افتاد. ماجرای سیاه چاله ها هم طبق نظریه نسبیت عام انیشتین درست به همین صورت است به طوری که جرم زیاد سیاه چاله ها باعث انحنای فضا  زمان می شود و اجرام را به طرف خود می کشد و یک حلقه زمانی در سیاه چاله ایجاد می شود که اگر فرضاً شما از این حلقه عبور کنید احساس خواهید کرد زمان دچار اختلال شده است و فردا همان دیروز می شود که در این حالت هر روز شما به عقب برمی گردید

در حقيقت درون سیاهچاله‌ بر اشیا عمری نمی‌گذرد، ولی مداوماً کوچک‌تر می‌‌شوند. مشاهده کنندگان سیاهچاله‌ از فاصله مطمئن و ایمنی نمی‌توانند واقعاً آن را ببیند، زیرا نور مانند شکلهای دیگر انرژی، تحت تأثیر مکش سیاهچاله‌ است.(مي دانيم كه يك جسم زماني ديده مي شود كه نور تابيده شده به آن به سمت ما باز گردد اما سياه چاله ها به دليل قدرت جاذبه و مكش بسيار بالا نور تابيده شده به خود را جذب مي كنند.)


چگونگي ايجاد سياه چاله ها:

سياه چاله‌ها زمانی شکل می‌گیرند که ماده‌ی ستاره‌ای بزرگ بر روی خود فرو بریزد، و در این حین، فشار لازم به طرف خارج برای خنثی کردن نیروی گرانشی که به طرف داخل وارد می‌شود، وجود نداشته باشد. از این رو فشار گرانش به سایر نیروهای داخلی غلبه می‌کند و سیاهچاله تا بینهایت در خود فرو می‌ریزد. در این صورت نیروی گرانشی به قدری زیاد می‌گردد که حتی نور نیز نمی‌تواند از آن بگریزد. در نهایت سیاهچاله در پوششی تاریک از خودش احاطه می‌شود که ما آن را افق رویداد می‌نامیم. اجرام و تابش‌ها هنگام رد شدن از افق رویداد ناگزیر به سمت سیاهچاله کشیده می‌شوند. به همین دلیل ما آن ها را نمی‌بینیم و سیاه می‌نامیم. تمام سیاهچاله‌های کشف شده تا‌کنون ، دارای چرخش به دور خود بوده‌اند. گاهی آنقدر زیاد که به بیش از ۱۰۰۰ دور در ثانیه می‌رسید. اما در این نظریه جدید، اگر شما سیاهچاله‌ای را بیابید که سرعت گردش به دور خودش بسیار زیاد باشد، در آن صورت مقدار حرکت زاویه ای چرخشش، بر نیروی گرانش حاصل از جرمش غلبه می‌کند و می تواند افق رویداد را کاهش دهد و یا از بین ببرد و سیاهچاله را بدون پوشش کند. اما سیاهچاله‌ای با ۱۰ برابر جرم خورشید، به سرعت چرخشی بیش از چند هزار دور بر ثانیه نیاز دارد.

ما می دانیم، اکثر سیارات به علت جاذبه آن به دور یک ستاره بزرگ در گردش هستند. زمانی که اخترشناسان سیاراتی را دیدند که به دور مرکزی می چرخند که ستاره ای وجود ندارد، نتیجه خواهند گرفت، که یک سیاهچال یا ستاره نترونی در آن وجود دارد. در کل آنها با سه عامل جرم، شار ژ الکتریکی و سرعت گردشی شناخته می شوند. اگر جرم خورشید ما به اندازه یک کره به قطر ۶ کیلومتر کوچک شود تبدیل به یک سیاهچال خواهد شد.

درون سیاه چاله ها چه می گذرد؟
  
اگر مقداری ماده به داخل حفره سیاه، از قبیل آنچه که از یک ستاره مرده بجای مانده بیندازید، نتیجه نهایی، همواره الزاما یک چیز خواهد بود و تنها جرم ، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای، که جسم با خود حمل می کند باقی خواهند ماند. اما اگر کل جهان به داخل حفره سیاه خود بیفتد، یعنی به شکل سیاهچاله در آید، دیگر حتی جرم ، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای نیز ناپدید میگردند.ذرا ت مي توانند وارد سياهچاله شوند اما هرگز نمي توانند از آن بيرون آيند. مي توانيم بر حسب سرعت فرار دركي سردستي از اين كه چگونه گرانش، ذرات را در سياهچاله در دام مي اندازد به دست آوريم . مي دانيم كه سرعت فرار از سطح زمين يازده كيلومتر بر ثانيه است . يعني پرتابه اي كه با اين سرعت يا بيشتر به سمت بالا پرتاب شود، براي هميشه بالا خواهد رفت .

گرانش سیاهچاله‌ها
در سال ۱۷۹۶ " پیر سیمون لاپلاس " ریاضی دان فرانسوی نظریه اي را در ویرایش اول و دوم کتاب خود به نام آشکارسازی نظام جهان مطرح کرد. این مطالب در ویرایش‌های بعدی کتاب حذف شداین نظریه در قرن نوزدهم توجه چندانی را به خود جلب نکرد زیرا فیزیک دانان براین باور بودند که نور به صورت موج و فاقد جرم است و بنابراین تحت تاثیر گرانش قرار نمی‌گیرد اما بعد ها دانشمندان دريافتند كه  گرانش سیاهچاله ها به قدری زیاد است که حتی نور هم نمیتواند از دست آنها فرار کند و جذب سیاهچاله میشود. برای غلبه بر نیروی گرانشی سیاهچاله ها لازم است سرعت فرار افزایش یابد، که مقدار آن بیشتر از سرعت نور می‌باشد. طبق نظریه خاص نسبیّت که اکنون قابل قبول است، در جهان هیچ چیز نمی‌تواند با سرعت بیشتر از سرعت نور حرکت کند. به همین دلیل سیاهچاله‌ها اجازه نمی‌دهند هر چیزی از آنها خارج گردد. از سوی دیگر ، سیاهچاله می‌تواند ماده را از فضای اطراف به درون خود ببلعد و بزرگتر شود. برای توضیح تمام پدیده‌هایی که مربوط به سیاهچاله می‌شوند، فرضیه عام نسبیّت لازم می‌باشد. بر اساس این نظریه ، گذشت زمان در میدان گرانشی قوی، آهسته می ‌باشد
 
پایان انرژی: 
پس از اتمام سوخت ستاره ها چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا جهان تبدیل به یک مجموعه سیارات سرد و خاموش خواهد شد که در حال دور شدن از یکدیگرند؟ این سئوالی است که جوابش برای بشر نامعلوم است. اصطلاح سیاهچاله یا حفره های سیاه را دانشمند بزرگ و اولین متخصص فیزیک نظری در زمینه سیاهچاله ها،«جان ویلر» این نام را برای آنها انتخاب کرد. کتاب گرانش وی که به همراه «میسنر» و « تورن» نوشته شد همچنان از نوشته های کلاسیک و مراجع مهم نسبیت است که از پایه شروع کرده تانسور ها را توضیح می دهد و به فیزیک کوانتم و ترمودینامیک و مباحث پیشرفته دیگر می رسد.